تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391
کسی آمد که حرف عشقو با ما زد
دل ترسوی ما هم دل به دریا زد
به یک دریای طوفانی دل ما رفته مهمانی
چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست
یه عمری راهه و در قدرت ما نیست
باید پارو نزد وا داد ..... بایددل رو به دریا داد
خودش می بردت هرجا دلش خواست و هر جابرد بدون ساحل همون جاست
به امیدی که ساحل داره این دریا
به امیدی که آروم میشه تا فردا
به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره
به عشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره
دل ما رفته مهمانی....
به یک دریای طوفانی...
تاريخ : سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391
این قانون ماست
که به قوت گرفتن خودمان حرمت یک انسان زیر پا له میکنیم.
من و تو از نسل برادرانی هستیم که به مشتی گندم خون هم میریزند.
ما که از ریشه خرابیم چنین بر بادیم.
پس چرا دم از مرگ محبت بزنیم
من و تو.... ای انسان...
هر دو قربانی یک سیب حرام
پدرمان آدم
مادرمان حوا
همگی رانده شدیم به مکانی نفرین شده بنام زمین
خاک آن خاک ریا و هوایش تزویر
ما برای چه به نفرین شده ای دل بدهیم؟!!
تاريخ : پنجشنبه هفدهم فروردین 1391
عزیزم
هارد مغزت را آنقدر از برنامه های غیرضروری پر نکن که جایی برای نصب نرم افزارهای مفید باقی نماند
سعی کن در زندگی، مانیتور قلبت فلت با بک گراند شاد و روشن باشد
در برخورد با اطرافیان نرم افزار باش نه سخت افزار،
لینک محبت را همیشه داشته باش. بدان که اخلاق خوش وقتی ارزشمند است که در
رام ذخیره شده باشد که خوش خلقی روی رم ناپایدار است
نگذار هرکسی در روم زندگی ات چت کند و اسرار زندگی ات را هیدن کن
قبل از حرف زدن سی.پی.یو ذهنت را به کار بینداز و چه بهتر که از سخنت پرینت پریویو هم بگیری
از خوبیهای دیگران پرینت اسکرین بگیر و بدیهایشان را دیلیت کن اما قبل از کپی کردن زندگی و مشاوره های دیگران آنها را ویروس یابی کن
فراموش نکن که کمتر آنتی ویروسی می تواند دو ویروس "غرور" و" لجبازی" در زندگی را از بین ببرد
وقتی هنگ کردی سه کلید فکر، مشورت با خردمندان و توکل
را با هم فشار بده و اگر شکست خوردی شات داون نکن. خیلی وقتها ری استارت
مشکل تو را حل می کند
سعی کن برنامه هایت را در قالب فایلهایی با پسوند ع.ش.ق ذخیره کنی
اگر دیدی این نصایح با سیستمت آپدیت است آن را به دیگران هم فوروارد کن
تاريخ : دوشنبه هفتم فروردین 1391
این سوی زندگی من و تو هستیم و آن سوی دیگر سر نوشت !
این سو دستها در دست هم است و آن سو عاقبت این عشق !
به راستی آخر این داستان چگونه است ؟ تلخ یا شیرین ؟
سهم من و تو جدایی است یا برابر است با تولد زندگی مان ؟
چه زیباست لحظه ای که من به
سهم خویش رسیده باشم و تو نیز به ارزوی خود !
چه زیباست لحظه ای که سر نوشت
با دسته گلی سرخ به استقبال ما خواهد آمد!
چه تلخ است لحظه جدایی ما و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی ما !
این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم ....
و آن سوی زندگی یک علامت سوال در آخر قصه من و تو دیده می شود !
آیا ما به هم میرسیم یا نمیرسیم ؟
سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد ؟
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390
آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست :
اگر بسيار كار كند، میگويند احمق است !
اگر كم كار كند، میگويند تنبل است!
اگر بخشش كند، ميگويند افراط ميكند!
اگر جمعگرا باشد، میگويند بخيل است!
اگر ساكت و خاموش باشد میگويند لال است!!!
اگر زبانآوری كند، میگويند ورّاج و پرگوست ..!
اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند میگويند رياكاراست!!!
و اگر نكند میگويند كافراست و بیدين .....!!!
لذا نبايد بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد و جز ازخداوند نبايد ازكسی ترسيد.
پس آنچه باشید که دوست دارید.
شاد باشید ؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.