تبليغاتX
دانشجویان کامپیوتر دانشگاه آزاد مرند
چت روم ویژه دانشجویان رشته کامپیوتر
 
تاريخ : شنبه سی ام اردیبهشت 1391
می نویسم از تو

می‌نویسم از تو،شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا كردم.

تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم.

پس ازِ یك جستجوی نقره ای در كوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی كه در تنهایی ام رویید با حسرت جدا كردم و....

تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی وحسرت رها كردم

همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشكی از جنس غروب ساكت و نارنجی خورشید وا كردم نمی دانم چرا رفتی؟

نمی دانم چرا ، شاید خطا كردم و تو بی آن كه فكر غربت چشمان من باشی نمی دانم كجا ، تا كی ، برای چه...

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید نمی دانم چرا ؟

شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم.

(شب آرزوها یادت نره)



ارسال توسط Paradise
 
تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391
قصه ی زندگی ام را از کجا شروع کنم

از هر جا سره بگیرم گریه  آور است


نخستین قدم زندگی تلخ است


دومین قدم زندگی حیرت است


حیرت از برداشتن سومین قدم


زیرا سومین قدم زندگی ام مرگم را


به دنبال خود میکشاند


حال من فقط بدنبال سومین قدم هستم


من به دنبال این قدم هستم تا اول


وفاتم را جشن بگیرم و ولادتم را


وفات از دنیا تولد در آن دنیا


دیگه دلم واسه خودش شعر میگه



ارسال توسط Paradise
 
تاريخ : جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391

برایت آرزوهای خوب می کنم
آرزو می کنم هیچوقت خسته نباشی
هیچوقت چشم به راه نباشی
شب ها را بدون شب بخیر صبح نکنی
مشترک مورد نظرت همیشه در شبکه موجود باشد
برایت ارزو میکنم...
              
                                                                                                            " Fanatic "



ارسال توسط Paradise
 
تاريخ : چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391
به سلامتی بوی یه عطر خاص
که باهاش خاطره داری
اگه یه جایی به مشامت بخوره
تا ته خاطره میتونه ببرتت
و کلی احساس رو برات زنده کنه .....!



ارسال توسط Paradise
 
تاريخ : سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391
من خوبم ....من آرامم....من قول داده ام

فقط کمی تو را کم اورده ام یادت هست؟ میگفتم در سرودن تو ناتوانم؟ واژه کم می اورم برای گفتن دوستت دارمها؟ حالا تـــمــــــــام واژه ها در گلویم صف کشیده اند با این همه واژه چه کنم؟ تکلیف اینهمه حرف نگفته چه می شود؟ باید حرفهایم را مچاله کنم و بر گرده باد بیاندازم باید خوب باشم

من خوبم ....من آرامم....من قول داده ام

فقط کمی بی حوصله ام آسمان روی سرم سنگینی میکند روزهایم کش امده هر چه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم روزها تمام ابرهای اندوه در چشمان منند ولی نمی بارند چون من خوبم ....من آرامم....من قول داده ام

تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد اما شبها.. وای از شبها هوای آغوشت دیوانه ام میکند موهایم بد جوری بهانه دستانت را میگیرند تک تک نجواهای شبانه ات لا به لای موهایم مانده اند کاش لا اقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا بخوابم لالایی ها پیشکش

من خوبم ....من آرامم.....من قول داده ام

فقط نمیدانم چرا هی آه میکشم آه و آه و بازم آه خسته شدم از این همه آه شبها تمام آه ها در سینه منند ان قدر سوزناک هستند که می توانم با این همه آه دنیا را خاکستر کنم اما حیف که قول داده ام من خوبم ....من آرامم.....

فقط کمی دلواپسم کاش قول گرفته بودم از تو برای کسی از ته دل نخندی می ترسم مثل من عاشق خنده هایت شود حال و روزش شود این... تو که نمی مانی برایش آنوقت مثل من باید آرام باشد .....خوب باشد..... قول داده باشد بیچاره.. ................................................... نترس باز شروع نمیکنم اصلا تمام نشده که بخواهم شروع کنم همین دلم برایت تنگ شده را هم به تو نمی گویم تو راحت باش

من خوبم ....من آرامم...... آخر من قول داده ام که آرام باشم باورت می شود؟ من خوبم



ارسال توسط Paradise