مینویسم از تو،شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا كردم.
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم.
پس ازِ یك جستجوی نقره ای در كوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی كه در تنهایی ام رویید با حسرت جدا كردم و....
تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی وحسرت رها كردم
همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشكی از جنس غروب ساكت و نارنجی خورشید وا كردم نمی دانم چرا رفتی؟
نمی دانم چرا ، شاید خطا كردم و تو بی آن كه فكر غربت چشمان من باشی نمی دانم كجا ، تا كی ، برای چه...
ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید نمی دانم چرا ؟
شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم.
(شب آرزوها یادت نره)
از هر جا سره بگیرم گریه آور است
نخستین قدم زندگی تلخ است
دومین قدم زندگی حیرت است
حیرت از برداشتن سومین قدم
زیرا سومین قدم زندگی ام مرگم را
به دنبال خود میکشاند
حال من فقط بدنبال سومین قدم هستم
من به دنبال این قدم هستم تا اول
وفاتم را جشن بگیرم و ولادتم را
وفات از دنیا تولد در آن دنیا
دیگه دلم واسه خودش شعر میگه
برایت آرزوهای خوب می کنم
آرزو می کنم هیچوقت خسته نباشی
هیچوقت چشم به راه نباشی
شب ها را بدون شب بخیر صبح نکنی
مشترک مورد نظرت همیشه در شبکه موجود باشد
برایت ارزو میکنم...
" Fanatic "
که باهاش خاطره داری
اگه یه جایی به مشامت بخوره
تا ته خاطره میتونه ببرتت
و کلی احساس رو برات زنده کنه .....!
فقط کمی تو را کم اورده ام یادت هست؟ میگفتم در سرودن تو ناتوانم؟ واژه کم می اورم برای گفتن دوستت دارمها؟ حالا تـــمــــــــام واژه ها در گلویم صف کشیده اند با این همه واژه چه کنم؟ تکلیف اینهمه حرف نگفته چه می شود؟ باید حرفهایم را مچاله کنم و بر گرده باد بیاندازم باید خوب باشم
من خوبم ....من آرامم....من قول داده ام
فقط کمی بی حوصله ام آسمان روی سرم سنگینی میکند روزهایم کش امده هر چه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم روزها تمام ابرهای اندوه در چشمان منند ولی نمی بارند چون من خوبم ....من آرامم....من قول داده ام
تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد اما شبها.. وای از شبها هوای آغوشت دیوانه ام میکند موهایم بد جوری بهانه دستانت را میگیرند تک تک نجواهای شبانه ات لا به لای موهایم مانده اند کاش لا اقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا بخوابم لالایی ها پیشکش
من خوبم ....من آرامم.....من قول داده ام
فقط نمیدانم چرا هی آه میکشم آه و آه و بازم آه خسته شدم از این همه آه شبها تمام آه ها در سینه منند ان قدر سوزناک هستند که می توانم با این همه آه دنیا را خاکستر کنم اما حیف که قول داده ام من خوبم ....من آرامم.....
فقط کمی دلواپسم کاش قول گرفته بودم از تو برای کسی از ته دل نخندی می ترسم مثل من عاشق خنده هایت شود حال و روزش شود این... تو که نمی مانی برایش آنوقت مثل من باید آرام باشد .....خوب باشد..... قول داده باشد بیچاره.. ................................................... نترس باز شروع نمیکنم اصلا تمام نشده که بخواهم شروع کنم همین دلم برایت تنگ شده را هم به تو نمی گویم تو راحت باش
من خوبم ....من آرامم...... آخر من قول داده ام که آرام باشم باورت می شود؟ من خوبم



