تبليغاتX
دانشجویان کامپیوتر دانشگاه آزاد مرند
چت روم ویژه دانشجویان رشته کامپیوتر
 
تاريخ : دوشنبه پانزدهم اسفند 1390
ارسال توسط دانشجوی کامپیوتر
 
تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390
حمد و سوره برای ۹۰

سال 90 هم کم کم دارد جل و پلاسش را جمع می کند  و می رود در حافظه تاریخ به صورت جرقه ای خاموش بایگانی شود  . به جرات تلخ ترین سال زندگی ام بود .پر از حادثه پر از اتفاقاتی که هیچوقت هیچوقت فکر نمی کردم در زندگی با آن روبرو بشوم . سالی که بعد از ۳ سال زندگی شبانه روزی با کسی که فک میکردم نیمه گمشده ی من هست از او جدا شدم . آنهم بخاطر یک شخص حقیر بود که متاسفانه با همه حقارتش به خوبی معصومیت و سادگی لـ یـ ... را نشانه رفت .

 چقدر روزهای این سال  در جاده ی  مرند - ورزقان به خاطر یک لحظه دیدنش حرام شد از آن مهمتر مرخصی‌‌های نازنینم را حرام کرد.

اواخر امسال ماه هایی بود که برای اولین بار تنها زندگی کردن را تجربه کردم . زندگی  تنها در خانه ای بزرگ و کوچک در سرمای  ورزقان  و روزهایی که بیشترش به گوش دادن موسیقی و فیلم  و چرک و فکر به چرک گذشت .راستش امسال از هر سالی در زندگی ام کمتر کتاب خواندم موسیقی های نابی گوش دادم و با دردش لذت بردم.امسال  فقط و فقط عاشق مارلبرو شدم تنهایی با اون معاشقه کردم بوسیدمش و انداختمش دور .... ولی باز هم خودش رو از من دور نکرد

 در سالی که گذشت باز هم زندگی برایم کم اهمیت تر شد و بیشتر به این نتیجه که زور زدن و بدو و بدواحتیاج ندارد ایمان آوردم .

 هنوز با خواندن یک شعر یا خواندن یک سطر از کتابی یا حتی دیدن یک سکانس از یک فیلم دچار فوران احساس میشوم  و لب به گریه می شوم . هنوز در بیست و چند سالگی کودک درونم با ناراحتی تمام به ساده ترین اتفاقات زندگی از ته دل می گرید و دیگر نمی توانم از دوست داشتن و دوست داشته شدن لذت ببرم .

 سال نود سال تلخ و عجیبی بود . سالی که می توانست کمرم را بشکند اما دوام آوردم .بعضی روزها از پوست کلفتی خودم تعجب کردم ولی کم نیاوردم و ادامه دادم . سالی که مثل همه سال ها پر از غم و شادی بود اما غم توانست برشادی غلبه کند و من به شخصه شاهد عینی دوئل غم و شادی بودم طفلک شادی!!!

. اما حالا که سال به آخر رسیده وقتی روزهای رفته را نگاه می کنم از خودم راضی هستم . که به احساسات خودم بها دادم و در راه رسیدن آن بسیاری کارها کردم . از تمام کردن زندگی مشترک شروع نشده ای که دوستش داشتم یا  نداشتم بگیر تا تحمل کردن  شرایط شغلی که ۴سال است مثل خوره به جان وقتم افتاده را .

دیروز تولدش بود میخواستم برایش چرک بنویسم ولی گفتم برای چه و برای که؟ دلمم که دوست ندارد بنویسی پس چرا بنویسم؟(البته این فعلیه ها)

 بگذریم ، ۹۰ هم دارد نفس های آخرش را می کشد و سالی جدید و روزهایی جدید برای همه مان در پیش است و روزی میرسد که تورسا نفس های آخرش را بکشد شاید آن هم دارد نفس های آخرش را میکشد و خبر ندارد. 

تلخ ...........  خیلی تلخ

به امید روزهای روشن تر <<سال نو مبارک>>

تورسا



ارسال توسط Tursa
 
تاريخ : شنبه بیست و هفتم اسفند 1390

قوانین خنده دار و حرص دربیار

 
*هرچقدر هم دلیل منطقی واسه خرید یه چیز داشته باشی، همیشه یکی اون نزدیکی ها هست که بگه سرت کلاه گذاشتن!

*اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافی یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه میفهمن!

 
*موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه میری دستشویی، میای میبینی بازی 2-2 تموم شده!
 
 
*وقتی پیاده باشی تاکسی گیرت نمی آد، اما وقتی با ماشین باشی توی ترافیکی از تاکسی ها گیر می کنی!
 
 
*هروقت گرسنه میای خونه، اون شب اتفاقی غذا ندارین. اما یه شب که بیرون غذا می خوری وقتی میای خونه می بینی غذای مورد علاقت رو درست کردن.
 
 
*تو یه ظرف آجیل اولین چیزی که می خوری یه بادوم تلخه.
 
 
*موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه. دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.
 
 
*سر جلسه به دوستت که هیچی نخونده کل سوال ها رو برسونی و برگه هاتون با هم مو نزنه، نمره اون بیشتر می شه. این از قوانین ثابت مورفی هستش، شک نکن!
 
 
*اگه یک بار سر کلاس نری و استاد بگه جلسه بعد امتحانه، هیشکی بهت خبر نمیده! اما امان از اون روزی که یکی از اساتید حذف کنه، شونصد نفر یادت می افتن و بابای گوشیت رو در میارن از بس مسیج میدن که فلانی، استاد گفت حذفی!
 
 
*برای موفق شدن تنها یک راه وجود دارد، اما برای شکست خوردن راه های زیاد.
 
 
*دقیقا همون روزی که 5 دقیقه دیرتر بیدار شدی تمام وسایلت مفقود میشن!
 
 
*دقیقا وقتی جفت دستات تا آرنج گریسی یا گلی هستش، چشمت خارش می گیره!
 
 
*اگر یک تاریخ برای شما خیلی مهمه، 10 روز قبل از اون یادتونه و دقیقا همون روز یادتون میره. 355 روز بعدش هم دارید حرص از یادرفتنش رو می خورید. این قضیه فقط تا وقتی که اون تاریخ مهمه ادامه داره و بعدش برعکس میشه.
 
 
*اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.


ارسال توسط Nomasee
 
تاريخ : جمعه بیست و ششم اسفند 1390

بوی عیدی ، بوی توپ ، بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی وسط سفره ­ی نو

بوی یاس جانماز ترمه ­ی مادربزرگ

 

شادی شکستن قلک پول

وحشت کم شدن سکه ­ی عیدی از شمردن زیاد

بوی اسکناس تا نخورده­ ی لای کتاب

 

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه

شوق یک خیز بلند از روی بته­ های نور

برق کفش جفت شده تو گنجه­ ها

 

عشق یک ستاره ساختن با دولک

ترس ناتموم گذاشتن جریمه­ های عید مدرسه

بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

 

بوی باغچه ، بوی حوض ، عطر خوب نذری

شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن

توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی

 

با اینا زمستونو سر می­کنم

با اینا خستگیمو در می­کنم

با اینا بهارو باور می کنم

 

دانلود کنید و لذت ببرید



ارسال توسط دانشجوی کامپیوتر
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390

آدمی  اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده  نيست :
 اگر بسيار كار كند، می‌گويند احمق است !
اگر كم كار كند، می‌گويند تنبل است!
 اگر بخشش كند، مي‌گويند افراط مي‌كند!
 اگر جمعگرا باشد، می‌گويند  بخيل است!
 اگر ساكت و خاموش باشد می‌گويند لال است!!!
اگر زبان‌آوری كند، می‌گويند ورّاج و پرگوست ..!
اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گويند رياكاراست!!!
 و اگر نكند میگويند  كافراست و بی‌دين .....!!!
لذا نبايد بر حمد و  ثنای مردم اعتنا كرد و جز ازخداوند نبايد  ازكسی ترسيد.
پس  آنچه باشید که دوست دارید.
شاد باشید ؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.


ارسال توسط Fanatic